تبليغاتX
سفسطه

سفسطه

به امید ایرانی نوین

چرا مردم ایران و حکومت در همه ی زمانها انتقاد پذیر نبودند؟ چرا باید سر هر اعتراضی قطع بشه و به هر فکر نو و ایده جدیدی یا حتی بازآموزی افکار قدیم در این مملکت به عنوان غرب زده دیوانه منافق یا کافر طلقی بشه؟


منصور اسانلو در جمع خانواده اش
بازداشت اسانلو اعتراض فعالان حقوق بشر و نهادهای صنفی و کارگری و همچنين اتحاديه اروپا را در پی داشت - عکس از آرش آشوری
يوسف مولائی، وکيل مدافع منصور اسانلو (اصانلو)، رئيس هيئت مديره سنديکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران از آزادی موکل خود از زندان خبر داده است.

آقای اسانلو 22 دسامبر (اول دی) سال گذشته همراه با شمار ديگری از اعضای سنديکا و راننده های شرکت واحد در پی اعتراضهای صنفی که با برخورد نيروهای امنيتی ايران همراه بود، بازداشت شد و بيش از هفت ماه در زندان به سر برد.

اما يکشنبه نوزدهم نوامبر (28 آبان) گذشته سه ماه پس از آنکه آقای اسانلو با قرار وثيقه از زندان آزاد شده بود، افراد لباس شخصی او را در خيابان دستگير کردند و به زندان اوين تهران انتقال دادند.

بازداشت وی اعتراض فعالان حقوق بشر و نهادهای صنفی و کارگری در داخل و خارج ايران و همچنين اتحاديه اروپا را در پی داشت.

اکنون وکيل آقای اسانلو می گويد که معاونت امنيتی دادسرای انقلاب تهران با پذيرش قرار وکالت، آزادی وی را از زندان پذيرفته است.

اعتراضهای کارگری و اعتصاب کارکنان شرکت واحد اتوبوسرانی در سال گذشته خورشيدی با برخورد مأموران امنيتی ايران روبرو شد و مقامهای جمهوری اسلامی اعلام کردند به خواسته های معيشتی کارگران رسيدگی می کنند، اما "آميخته شدن مطالبات صنفی با انگيزه های سياسی " را برنمی تابند.

اين در حالی است که در پی دستگيری منصور اسانلو، يکی ديگر از فعالان سنديکای اتوبوسرانی تهران گفته بود تنها جرم آقای اسانلو 'آموزش قانون اساسی جمهوری اسلامی' و آگاه کردن کارگران از حقوقی بوده که در قانون برايشان در نظر گرفته شده است.

سنديکای اتوبوسرانی در سال 1347 خورشيدی (۱۹۶۸ ميلادی) در ايران تأسيس شد ولی فعاليت آن بعد از انقلاب اسلامی تعطيل بود تا اينکه در سال 1384 (۲۰۰۵ خورشيدی) بازگشايی شد.

همزمان با آزادی منصور اسانلو از زندان، معاون وزير کار ايران اطمينان داده که تا پايان سال جاری خورشيدی (مارس 2007) رسيدگی به پرونده اعضای سنديکای اتوبوسرانی که تحت پيگرد قضائی قرار گرفته اند پايان يابد.

وی گفته که وزارت کار قطعاً به دنبال اين است که اين کارگران سر کار خود بازگردند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/09/30ساعت 16:0  توسط   | 

سلام

من نمی خوام با این مطلب بگم طرفدار کسی هستم یا نه. من تو این مملکت طرفدار کسی نیستم اما حس کردم شاید لازم باشه این نامه را شما هم بخونید. من فقط خبر رسانی کردم. همین.


بسمه تعالی

جناب آقای محمود احمدی ‌نژاد

با سلام

حضور شما در پلی ‌تکنيک روزی خاطره‌ انگيز برای جامعه پلی ‌تکنيک بود، روزی که دانشگاه زنده بودن خود را با تمام وجود فرياد زد.

جناب آقای دکتر اين فرياد، فرياد نسل فرهيخته‌ اين جامعه بود شايد نپسنديد، شايد به زعم شما قربان صدقه رفتنهای مردمی که گناهی جز نا آگاهی ندارند، شيرينتر باشد ولی از سر دلسوزی لازم است مطالبی را به اطلاع برسانيم تا شايد در ادامه فعاليتهای خود، دقيقتر اوضاع را بنگريد و عمل کنيد.

١ – لازم است بدانيد که هر کس جايگاهی دارد و برای حفظ آن بايد در حد جايگاه خود رفتار کند؛ خاتمی با بيست ميليون رای برای حفظ شأن خود در پلی‌ تکنيک پرسشگر حاضر نشد، چه برسد به شما با حدود پنج ميليون رأی (آرای سوم تير به شخصی ناشناس در برابر گذشته هاشمی داده شد).

بايد درک می‌ کرديد که آمدن به پلی ‌تکنيک با سفرهای استانی فرق دارد، بايد می ‌فهميديد حتی با فشار و حمايت دانشجويان امام صادق و امام حسين هم نمی‌ توانيد راحت از اين لانه زنبور خارج شويد.

اگر مشاوران شما کمی درايت داشتند و اگر فکر نمی‌ کردند با حاکم کردن فضای امنيتی و تهديد و تعليق می ‌توانند دانشگاه را ساکت کنند، اين رسوايی پيش نيامده بود.

٢ – ترکيب سخنرانان به گونه‌ ای بود که همگی يا موافق دولت و سياستهای آن بودند يا از تشکلها و کانونهای فرهنگی - هنری و شوراهای صنفی بودند.

نمايندگان کانونها که می‌ بايست از مشکلات کانونها می‌ گفتند و دبير شورای صنفی هم مجبور بود از مسائل صنفی سخن بگويد و عملاً نماينده ‌ای از تشکلهای مخالف سياستهای دولت نهم وجود نداشت چراکه اساساً تشکلی وجود نداشت و انجمن اسلامی دانشجويان که تنها نهادی بود که منتقد دولت و سياستهايش به حساب می‌ آمد، توسط دانشگاه قلع و قمع شده است.

حال همان سؤالات فرهنگی و صنفی هم که پرسيده شد از سوی شما بی جواب ماند و پاسخی که در خور شأن دانشجويان پلی ‌تکنيک باشد از شما شنيده نشد و جوابها همگی موضوعات مضحکی بود که به درد سفرهای استانی شما به روستاهای دورافتاده می ‌خورد.

٣ – "افتخار اين دولت اين است که بازترين فضای سياسی را در طول تاريخ کشور ايجاد کرده"، "با آزادی در اين مملکت راه می‌ روند و باز می‌گويند آزادی نيست و خفقان است."

جناب دکتر شايد تنها موردی که هنوز سلب نشده باشد، همين راه رفتن مردم است.

اگر فکر کرده‌ ايد که خفقان يعنی اينکه حق راه رفتن و نفس کشيدن هم از مردم گرفته شود، اگر معنی آزادی و خفقان در ديد شما اين است، بگوئيد.

از نظر ما کتک خوردن دانشجو مقابل چشم رئيس‌ جمهور، تعطيلی تشکلهای منتقد، تعليقها، توبيخها، نزديک به بيست مورد حکم اوليه تعليق، سه حکم تعليق تائيد شده، سه دانشجوی ممنوع الورود به دانشگاه، اخراج يک دانشجوی دکترا (متين مشکين) آن هم دانشجويی که شايد از خود شما فعاليت علمی و مقالات ISI بيشتری داشته باشد، عدم ثبت ‌نام ياشار قاجار و روزبه رياضی در مقطع کارشناسی ارشد، بسته شدن بيش از پنجاه فايل آموزشی در ابتدای سال تحصيلی فقط در يک دانشگاه و به جرم انتقاد، مصداق خفقان است.

فشار وارد شده به نشريات که علاوه بر توقيفهای نشريات منتقد دولت، با تهديد مکرر، ايجاد مانع در مسائل مالی، ممنوعيت در توزيع آزاد و در آخرين اقدام محدوديت در تکثير با تهديد چاپخانه‌ ها و مراکز کپی بر نشريات مستقل وارد شده است، هيچ نشان از آزادی ندارد.

البته شايد مصداق سخن شما کيوان انصاری و شايد هم اکبر محمدی باشد.

٤ - "شنيدم که عده‌ ای از دانشجويان می ‌گويند، عده‌ای از دانشجويان سه ستاره شده‌ اند، آنها با اين ستاره‌ها ستوان يک شده ‌اند".

جناب رئيس ‌جمهور نمی‌خواهد نظامی بودن خود را به رخ ما بکشيد؛ می‌ دانيم درجه‌ ها را حفظيد، ما به ستوان شدن که هيچ به ژنرال شدنش هم افتخار نمی ‌کنيم، اين درجه‌ ها را به نوچه‌ های شبه نظامی خود در بسيج بدهيد، ما نيازی به ستاره‌ های شما نداريم، بدهيد به آنها که برای ستوانی سر و دست می‌ شکنند و برای ترفيع خبرچين اطلاعات شده‌ اند، از شخصی در جايگاه رئيس‌جمهور بعيد است اين چنين بی منطق و هزل گونه يکی از مهمترين دغدغه ‌های دانشجويان را به باد تمسخر بگيرد.

٥ - جناب آقای احمدی‌ نژاد، معترضان در سالن با وجود اينکه بيش از نيمی از سالن از صبح توسط غير پلی‌تکنيکيها پر شده بود، اقليت نبودند.

اگر نسبت به دانشجويان مهمان! از امام صادق و امام حسين هم که در جلوی سالن بودند مقايسه کنيد، باز هم در اقليت نبودند مگر اينکه شما هم سالن را از ديد دوربين صدا و سيما ديده باشيد.

جناب دکتر، دانشجونما آن نان به نرخ روزخورهايی اند که برای مجلس گرمی ساعت شش صبح از امام حسين، اتوبوس اتوبوس به اين طرف و آن طرف می روند تا در ملاقاتها و سفرهای استانی حنجره پاره کنند و به خاطرات شما گوش دهند.

اگر تهمت زده‌ ايد که به خدا واگذارتان می ‌کنيم ولی اگر مدرکی بر عامل بيگانه بودن دانشجويان داريد، آن کتکهايی که زديد کم بود، مدرکتان را رو کنيد ما خودمان چوبه‌ دارش را می‌ آوريم!

٦ – گفته ‌ايد اساتيد هيچگاه بازنشسته نمی‌ شوند؛ فقط يک خفاش حرفه‌ ای می‌تواند در روز روشن خورشيد را انکار کند، جناب آقای دکتر چگونه تکذيب می ‌کنيد؟ برای پيرزنهای روستاهای دورافتاده که صحبت نمی‌ کنيد، دانشجويان ديده ‌اند! چگونه شعور دانشجو را آن‌ قدر پايين تصور کرده‌ ايد؟ کاش شهامت تأييد کارهای خود را داشتيد و رو به کل گويی و هزل نمی ‌آورديد.

٧ – دانشجو با توجه به مؤلفه ‌های ذاتی اش در مقابل فشار عکس العمل سريع نشان می دهد و نمی‌ شود تمام آرمانهای او را زير پا له کنيد.

نمی ‌شود روز قبل از حضورتان نيروهای انتظامی به دانشجويان حمله کنند و با باتوم به مهرورزی با دانشجو بپردازند.

نمی‌ شود دانشجو را تهديد کنيد، در همان جلسه ضرب و شتمش کنيد، بزنيد، ببريد و آينده‌ اش را نابود کنيد و دانشجو برايتان سوت و کف بزند.

جناب دکتر اگر عکس شما آتش گرفت، عاملش طرفداران شما بودند که با وجود اينها از هر دشمنی بی ‌نيازيد.

وقتی دانشجو را منافق می خوانند، وقتی انجمنش را تخريب می‌ کنند، شوراهايش را محدود می‌ کنند، نشرياتش را توقيف می‌ کنند، دانشجو نمی‌ تواند ساکت بنشيند و فرياد نکشد.

دانشجو مديون هيچ جريانی نيست که مثل برخيها تحت هر شرايطی سنگ شما را به سينه بزند.

البته شايد از شما که به جای بحث و تبادل نظر، دانشجو را به فرياد کشيدن دعوت و توصيه می‌ کنيد نبايد جز اين انتظار داشت.

با توجه به تمامی موارد بالا برای سرپوش گذاشتن بر فضاحت برنامه دوشنبه جمعی به حضور شما دعوت شده‌ اند تا با شما صحبت کنند و شوی تبليغاتی و سياسی برای شما بازی کنند تا نقصان برنامه دوشنبه که تبليغی برای انتخابات ٢٤ آذر بود، جبران گرد اما بدانيد صدای برآمده از پلی ‌تکنيک صدای دانشگاهها و صدای واقعی ملت ايران بود، صدای فرد نبود که با تهديد و تطميع آن را از بين ببريد.

دانشجويان مستقل از حاکميت اين دعوت را نمی پذيرند و اگر حرفی داريد و اگر می ‌خواهيد حرفی بشنويد دوباره به پلی ‌تکنيک بياييد، البته اين بار به دعوت دانشجويان پلی ‌تکنيک بياييد و مهمان دانشجويان پلی ‌تکنيک باشيد نه اينکه مهمان ناخوانده مديريت انتصابی و تشکلهايی شويد که مجموع طرفداران آنها پنج درصد دانشجويان پلی ‌تکنيک را شامل نمی‌ شود.

اين بار به جای اينکه در جمع امام صادقيها و امام حسينيها صحبت کنيد در جمع پلی‌ تکنيکيها به بيان سخن بپردازيد و آيا بدون سوت و کف آنها که مدعی‌ اند بيست ميليون نفرند می ‌توانيد دانشجو را به بازی بگيريد؟

با تشکر

دانشجويان واقعی پلی ‌تکنيک

+ نوشته شده در  جمعه 1385/09/24ساعت 2:52  توسط   | 

پیشنویس: شاید یکم برای همچین موضوعاتی در این وبلاگ زود باشه اما من می خوام کارهای زیادی در اینجا انجام بدم. یک سری نظرات جالب در مورد موضوع هولوکاست که خبر داغش این اواخر در ایران و همه ی جهان بود را می خوام به شما بگم. همونطور که می دونید این فقط یه قضیه ی تاریخی نیست و تا حدود زیادی به سیاست و اقتصاد و فرهنگ و باور بسیاری از کشورها از جمله ما ایران بستگی دارد.
من هم مثل خیلی ها اولش از یهودیها بدم می اومد تا اینکه نظراتی متفاوت دیدم و به همان نتیجه ی همیشگی ام رسیدم که هیچ وقت آدمها را نباید جمع ببندم و یکی بدونم. انسانها متفاوتند.
حالا ما این مطلب را گذاشتیم شما هم نظرتون را در مورد این مطلب, سیاست اسرائیل و یا سیاست ایران در برخورد با اون مطرح کنید. بسم الله می گیم و مطلب را شروع می کنیم.


يهوديان کنفرانس هولوکاست که بودند؟

يهوديان ارتودکس در کنفرانس هولوکاست

شصت و هفت شرکت کننده از سی کشور جهان در همايشی با عنوان "هولوکاست، چشم انداز جهانی" در تهران گرد هم آمدند که در ميان آنها عده ای يهودی ارتودکس نيز حضور داشتند.
 

اما انگيزه اين يهوديان از حضور در اين همايش انکار هولوکاست نبوده است. بلکه آنها می گويند با اين مخالفند که از اين واقعه برای توجيه ايجاد کشور اسراييل استفاده شود.

اين يهوديان با کلاه سياه و ريش بلندشان، در ظاهر تفاوت چندانی با ساير يهوديان ارتودکس ندارند، اما در واقع آنها متعلق به شاخه های خاصی از دين يهود هستند.

برخی از اين يهوديان ارتودکس به گروهی موسوم به "نتورای کارتا" يا "پاسداران شهر" متعلق هستند. از ديد چند هزار يهودی ارتودکسی که عضو اين گروه هستند، صهيونيسم "سمی" است که "يهوديان واقعی" را تهديد می کند.

خاخام آرون کوهن، از اعضای همين گروه، طی سخنانی در کنفرانس هولوکاست در تهران گفت که او دعا می کند "ريشه درگيری و خونريزی در خاورميانه، يعنی کشور اسراييل، بطور صلح آميز از ميان برچيده شود."

او افزود که جای اسراييل را بايد حکومتی بگيرد که "با آرزوهای فلسطينيان سازگاری کامل دارد، بطوری که اعراب و يهوديان بتوانند با صلح و صفا کنار هم زندگی کنند، همانطور که قرنها اين کار را می کردند."

"پاسداران شهر" معتقد هستند که نفس ايجاد کشور اسراييل اساسا با مذهب يهوديت در تضاد است.

آنها می گويند، بر اساس تلمود يا کتاب قوانين يهوديت، يهوديان نبايد تا پيش از ظهور "ماشيح" يا "منجی جهان" برای ايجاد يک کشور يهودی به زور متوسل شوند.

در کنار اعضايی از گروه "پاسداران شهر" که به تهران آمده بودند يهوديان ارتودوکس ديگری هم ديده می شدند. کسانی مانند خاخام موشه آير فريدمان، ساکن اتريش. او به بی بی سی گفت که قصدش از سفر به تهران بحث در مورد واقعی يا غير واقعی بودن "هولوکاست" نبوده، بلکه هدفش بررسی درسهايی بوده که از اين واقعه می توان آموخت.

خاخام فريدمان می گويد که هولوکاست تبديل به ابزاری شده که اقداماتی را که مايه رنج ديگران است، مشروع جلوه دهد.

به اعتقاد او هدف از به ميان کشيدن مسئله هولوکاست، نشان دادن درد و رنج يهوديان در گذشته نيست، بلکه استفاده ابزاری از آن برای به دست آوردن "قدرت تجاری، نظامی و رسانه ای" است.

خاخام کوهن از گروه "پاسداران شهر" طی سخنرانی خود در تهران گفت که هيچ ترديدی در مورد اينکه هولوکاست اتفاق افتاده وجود ندارد و افزود "هرگونه تلاش در جهت کوچک جلوه دادن گناه اين جنايت، توهينی است بسيار بد به خاطره قربانيان آن."

با اين حال او نسل کشی هولوکاست را مشيت الهی خواند و گفت "صهيونيستها به خود جرات می دهند که بگويند هولوکاست هرگز نبايد تکرار شود. آنها می خواهند جلوی خواست خدا بايستند و اين کفر است."

جنبش "پاسداران شهر" توسط ساير يهوديان ارتودکس محکوم شده اند. پارلمان اسراييل نيز کنفرانس تهران را محکوم کرده است.

منبع: بی بی سی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/09/23ساعت 13:29  توسط   |