تبليغاتX
سفسطه

سفسطه

به امید ایرانی نوین

نشان نهضت آزادی
نهضت آزادی تشکلی است که در اردیبهشت سال ۱۳۴۰ خورشیدی تاسیس شد
ممانعت از برگزاری مراسم سالگرد تاسیس نهضت آزادی که جمع معدودی از اعضای این جمعیت و فعالان سیاسی در آن شرکت می کنند، از جانب آگاهان سیاسی نشان از حساسیت اوضاع داخلی ایران دارد که آستانه تحمل مسوولان را، برای برگزاری اجتماعات، به کمترین حد در سالیان اخیر رسانده است.

ناظران سیاسی معتقدند نگرانی از برپایی تجمع های بزرگ، عامل اصلی مخالفت مسوولان امنیتی ایران با تجمع های زنان، دانشجویان، کارگران و معلمان بوده است که در سال گذشته هر بار گردهمایی های مسالمت آمیزشان با واکنش تند و از جمله احضارها، دستگیری ها و حبس ها توام بوده است.

بتواره های ذهنی

سعید حجاریان در سالیان گذشته در مقاله ای گروه های تندرو را به داشتن بتواره های ذهنی متهم کرد که به گفته وی آنان را به این توهم می اندازد که هر حادثه رخ داده در گذشته و یا در نقاط دیگر در ایران امکان تکرار دارد و از همین رو باید پیشاپیش، به هر ترتیب مانع از آن شد.

 سایت رسمی نهضت ازادی همراه با خبر به هم خوردن این مراسم نوشت در سال های گذشته بر اساس سنتی دیرپا با حضور محدودی از روشنفکران، فعالان سیاسی، نمایندگان احزاب و حتی گاهی مسوولان پیشین جمهوری اسلامی برگزار می شد
 

به نوشته مدیر روزنامه توقیف شده صبح امروز - که هیچگاه از سوء قصد علیه جانش به طور کامل سلامت نیافت - همین بتواره های ذهنی وحشت از تکرار نمونه انقلاب سال ۱۳۵۷ ایران و انقلاب های رنگین [مطابق نمونه اوکراین و گرجستان] را در دل تصمیم سازان انداخته است تا مانع از هر اجتماعی شوند که به نظر آن ها احتمال دارد تبدیل به انقلابی آرام و نرم شود که به براندازی جمهوری اسلامی منجر گردد.

مراسم چهل و ششمین سالروز تاسیس که قرار بود آخرهفته به صورت محدود در خانه آقای صباغیان از اعضای شورای مرکزی نهضت آزادی با حضور نیروهای لباس شخصی در محل منتفی شد و عده ای از اعضای مرکزی نهضت آزادی در خیابان ایستادند و از مدعوین که از گروه های مختلف بودند عذر خواستند، از جمله دسته گل اهدائی سفیر فلسطین در تهران هم به محل برگزاری مراسم راه نیافت.

سایت رسمی نهضت ازادی همراه با خبر به هم خوردن این مراسم نوشت در سال های گذشته بر اساس سنتی دیرپا با حضور محدودی از روشنفکران، فعالان سیاسی، نمایندگان احزاب و حتی گاهی مسوولان پیشین جمهوری اسلامی برگزار می شد.

سابقه نهضت

نهضت آزادی تشکلی است که در اردیبهشت سال ۱۳۴۰ خورشیدی تاسیس شد، بنیانگذاران و اعضای نخستین این جمعیت فکری-سیاسی مهدی بازرگان، آیت الله طالقانی، یدالله سحابی، رحیم عطایی و رادنیا بودند که در سال های پس از کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ به تاسیس این تشکل پرداختند.

بازرگان، خمینی، رفسنجانی
در سال ۱۳۵۷ خورشیدی آیت الله مطهری رییس شورای انقلاب شد، تعدادی از اعضای نهضت آزادی عضو شورای انتقالی، و مهدی بازرگان نخست وزیری دولت موقت را برعهده گرفت

این تشکل که در زمان نخست وزیری علی امینی با پیامی از سوی محمد مصدق آغاز به کار کرد، چهارسال بعد با دستگیری و حبس سرانش به اتهام مخالفت با نظام پادشاهی عملا معطل ماند. اگرچه در همان زمان در دادگاه نظامی مهدی بازرگان به سران رژیم گفت که ما آخرین نسلی خواهیم بود که با شما با چنین ادبیاتی سخن خواهیم راند.

این هشدار چند سالی قبل از تشکیل گروه های مسلح چریک نمونه برداری شده از چریک های کمونیست آمریکای لاتین بیان شد که در آن شاگردان آقای بازرگان هم سازمانی به نام مجاهدین خلق ایران به وجود آورده بودند. خود نهضت آزادی اما هرگز با طرح تئوری جنگ مسلحانه آشتی نکرد، چنان که در سال های بعد نیز در سال های بعد از انقلاب هم زیر فشارهای جمهوری اسلامی قرار گرفت، دعوت مجاهدین خلق را نپذیرفت و با تحمل مصائب در تهران ماند.

در سال ۱۳۵۷ خورشیدی آیت الله مطهری رییس شورای انقلاب شد، تعدادی از اعضای نهضت آزادی عضو شورای انتقالی، و مهدی بازرگان نخست وزیری دولت موقت را برعهده گرفت. با وجود آن که آیت الله خمینی در حکم نخست وزیری آقای بازرگان قید کرده بود که وی بدون توجه به وابستگی های حزبی به این سمت منصوب شده است، اما عملا اکثریت پست های کلیدی دوره انتقالی را همین گروه به عهده داشت.

با ترور آیت الله مطهری، سقوط دولت موقت، مرگ آیت الله طالقانی دومین رییس شورای انقلاب و آغاز قدرت گیری گروه های تندرو و روحانیون مخالف نهضت آزادی که به نرم روی و تعادل شهرت داشت، عملا نهضت آزادی ایران به فاصله ای کمتر از چهارسال بار دیگر به عنوان اپوزیسیون آماج انواع فشارها قرار گرفت.

 با پایان دوره اول مجلس شورای اسلامی ... و در حالیکه جنگ ایران و عراق هم با آزاد شدن خرمشهر، به نظر نهضت آزادی منطقی برای ادامه نداشت، بخشی از سران نهضت آزادی به زندان افتادند و دیگر بزرگ ترین اجتماعی که موفق به برگزاری آن شدند، تشییع جنازه مهدی بازرگان بود
 

با اعدامصادق قطب زاده اولین رییس رادیو و تلویزیون [بعدا وزیر خارجه دولت موقت] که عضو نهضت ازادی بود، صدور حکم اعدام برای عباس امیرانتظام معاون دولت موقت، و کشته شدن مصطفی چمران عضو دیگر نهضت ازادی و دولت موقت، این تشکل بار دیکر به شکل اپوزیسیون [این بار در جمهوری اسلامی] ظاهر گردید.

با پایان دوره اول مجلس شورای اسلامی [که مهدی بازرگان در آن حضور داشت]، آغاز درگیری خونین حکومت و مجاهدین خلق، عزل اولین رییس جمهور [ابوالحسن بنی صدر] در حالی که جنگ ایران و عراق هم با آزاد شدن خرمشهر، به نظر نهضت آزادی منطق خود را برای ادامه از دست داده بود، بخشی از سران نهضت آزادی به زندان افتادند و دیگر بزرگ ترین اجتماعی که موفق به برگزاری آن شدند، تشییع جنازه مهدی بازرگان بود.

حساسیت های نظام

بعد از مرگ بنیاد گذاران و سپرده شدن دبیرکلی نهضت آزادی به ابراهیم یزدی، وزیر خارجه دولت موقت، و از قدیمی ترین همراهان آیت الله خمینی، عملا نهضت آزادی نیز همانند دیگر گروه های سیاسی شد که تا سال ۱۳۶۳ سرکوب شدند تا هیج امکان فعالیت سیاسی جز در حمایت کامل نظام وجود نداشته باشد.

یزدی و سحابی
به رغم محدودیت برای یارگیری از نسل جدید عزت الله سحابی و ابراهیم یزدی در دوران جنبش اصلاحات همچنان مقبولیت چشمگیری در میان دانشجویان داشتند

این مجموعه باعث شد که نهضت ازادی به تدریج تمامی امکان ارتباطات مردمی خود را از دست بدهد و تنها بعد از دوم خرداد و روی کار آمدن دولت محمد خاتمی در گشایشی که در فضای سیاسی کشور پدید آمد، بار دیگر امکانی برای فعالیت گروه های موسوم به ملی و مذهبی پدید آمد.

با این حال در غیاب وزارت اطلاعات سخت گیر و ضد تشکل، این دادگاه ها و بخش های ویژه ای از قوه قضاییه بودند که با دستگیری و محاکمه این گروه از فعالان سیاسی نشان دادند که حساسیت ها بیش از آن که متعلق به دولت ها باشد ریشه در اندیشه های حکومتی دارد.

به باور بسیاری، گرچه نهضت آزادی با توجه به محدودیت های مدام نتوانسته به یارگیری افراد جدید و جذب نسل آینده دست یابد و جلساتشان به باشگاه موسفیدان موسوم است اما در مقاطعی مانند جنبش اصلاحات و در برخی نظرسنجی در دانشگاه های ایران آشکار گردید که عزت الله سحابی [عضو قدیمی اما منشعب شده نهضت ازادی] و ابراهیم یزدی مقبولیت چشمگیری در میان دانشجویان دارند.

آنچه در لغو گردهمایی کوچک و محدود سالگرد تاسیس نهضت آزادی در آخر هفته در تهران رخ داد، به جز نشان دادن حساسیت های نظام جمهوری اسلامی، یادآور بلاتکلیفی بیست و پنج ساله ای است که نسبت به برخورد با نهضت آزادی، در بخش های مختلف نظام وجود دارد.

روزنامه های جناح تندرو با استناد به نامه ای که همزمان با انتخابات دومین دوره مجلس توسط آیت الله خمینی به وزیر کشور نوشته شد، نهضت آزادی را غیرقانونی می خوانند در حالی که هیچ مرجع قانونی چنین حکمی صادر نکرده است. اما به گفته یک کارشناس سیاسی نگرانی و تلاش برای حفظ نظام امری است که هنوز در ایران بر قانون سبقت دارد.

چالش دو تفکر

 از دیدگاه تحلیلگران تاریخی شکست تفکر نهضت آزادی در مقابل تفکر هیات موتلفه اسلامی در سال های نخست پس از انقلاب موجد تمام حرکت ها و تصمیم گیری های سیاست داخلی و خارجی است که سرنوشت دو نسل از ایرانیان و هم ربع قرن از عمر نظام حاکم را تعیین کرده است
 

کم نیستند نهادهای مدافع حقوق بشر که در بیانیه هایشان به عنوان نمونه از رفتاری یاد می کنند که با نهضت آزادی و اعضای آن صورت می گیرد. چنان که در چند باری که دولت جمهوری اسلامی در صدد تشویق نزدیک به پنج میلیون ایرانی مقیم خارج به بازگشت به کشور بر آمده، با این سئوال روبرو شده که وقتی نظامی نمی تواند جمع کوچکی از سپیدمویان نهضت آزادی یا گروه های ملی و مذهبی را تحمل کند چگونه می خواهد با گروه ها و دسته های دورتر از این، مدارا کند.

از دیدگاه تاریخی نهضت آزادی معرف گروهی از سیاست مردان دین باور اما میانه روست که همواره [چه در دوران پادشاهی و چه در جمهوری اسلامی] خود را چنان که معرفی می کند که در بند اول مرامنامه اش نوشته است "تابع قانون اساسی هستیم ... از قانون اساسی به صورت واحد و جامع طرفداری می کنیم و اجازه نمی دهیم اصول و اساس آن که آزادی عقاید و آزادی مطبوعات و اجتماعات، استقلال قضات، تفکیک قوا و بالاخره انتخابات صحیح است، فراموش و فدا شود ..."

از جهت نسب شناسی نقطه مقابل نهضت آزادی که طبقه متوسط دین باور را نمایندگی می کند، جمعیت موتلفه اسلامی است که همزمان با نهضت آزادی از ترکیب هیات های مذهبی تشکیل شد و بازاریان و گروه های تندرو مذهبی را مظهرست.

از دیدگاه تحلیلگران تاریخی شکست تفکر نهضت آزادی در مقابل تفکر هیات موتلفه اسلامی در سال های نخست پس از انقلاب موجد تمام حرکت ها و تصمیم گیری های سیاست داخلی و خارجی است که سرنوشت دو نسل از ایرانیان و هم ربع قرن از عمر نظام حاکم را تعیین کرده است. از همان زمان که هواداران نهضت آزادی از دولت برکنده و راهی زندان هایی شدند که اعضای هیات موتلفه اسلامی مسوول آن بودند.

چالشی که این دو تشکل با تفکر متضاد را با اعضای کهنسال و سپیدموی خود تنها گذاشته و کمتر از نسل جدید را جذب کرده گرچه برخی نشانه ها حاکی است که درگیری در گذر ایام به سود نهضت آزادی و تفکر بنیادگذارانش جلو رفته گرچه هنوز آنان امکان برپائی جلسه محدودی در خانه یکی از اعضا را به دست نیاورده اند.


+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/02/31ساعت 13:24  توسط   | 

هاله اسفندیاری
خانم اسفندیاری در زمره ایرانیان خارج از کشور و طرفدار اصلاحات است و در سالهای اخیر از جانب مخالفان جمهوری اسلامی نیز به وی حمله شده است
همزمان با تائید خبر زندانی شدن هاله اسفندیاری، پژوهشگر مرکز آمریکایی وودرو ویلسون، پس از سفر به ایران، گزارش هایی منتشر شده مبنی بر اینکه یک ایرانی دانشگاهی مقیم لس آنجلس نیز هنگام بازگشت از سفر یک ماهه به تهران در فرودگاه دستگیر شده است.

خانم اسفندیاری ماه دسامبر سال گذشته میلادی برای دیدار مادر نود و سه ساله خود به تهران رفت و به گفته خانواده اش هنگامی که یک هفته بعد به فرودگاه می رفت سه مرد نقابدار مسلح به چاقو تاکسی را متوقف کردند و کیف دستی وی را (با گذرنامه های ایرانی و آمریکایی اش) ربودند.

به این ترتیب گذار خانم اسفندیاری به ادارات امنیتی افتاد و در آن جا حدود پنجاه ساعت بازجوئی پس داد و به زندان اوین فرستاده شد.

بنا به گزارش ها، دیگر فرد ایرانی بازداشت شده نیز برای دیدار مادر بیمار خود به تهران سفر کرده بوده و دو روز پیش به دنبال درگذشت مادرش قصد بازگشت به آمریکا را داشته که در فرودگاه تهران بازداشت شده است.

همزمان با روی کار آمدن دولت جدید در ایران و شکست اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری، شواهد متعددی حکایت از تلاش هایی داشت که ظاهرا هدف آن نشان دادن پایان سیاست نرمش و تسامح در برابر مخالفان و منقدان و به آخر رسیدن دوران استقبال از تبادلات فرهنگی و رفت و آمد ایرانیان مهاجر به زادگاه خود است.

 ایجاد محدودیت برای رفت و آمد ایرانیان و جلوگیری از تبادلات فرهنگی بین کسانی که در داخل و خارج کشور آرمان های مشترکی برای پیشرفت و رشد همه جانبه وطنشان دارند، زمانی لازم می آید که دولتی دچار بحران ناکارآمدی شود و بیمناک آن باشد که دیگران هم از وضعیت داخلی و نارضائی های عمومی با خبر شوند
 
فرخ نگهدار، فعال سیاسی در لندن

چندی پیشتر، نازی عظیما مترجم و گزارشگر موسسه آمریکائی 'رادیو فردا'، که برای دیدار مادر بیمارش به تهران رفته بود با مشکل توقیف گذرنامه ایرانی خود مواجه شد و بنا به گزارش ها به وی اعلام شده به این زودی ها نمی تواند از کشور خارج شود.

خانم عظیما، خانم اسفندیاری و نفر سوم که ظاهرا از خروجش جلوگیری شده، هر سه گذرنامه های آمریکایی و تابعیت های دوگانه داشته اند.

"ستون پنجم"

خانم اسفندیاری در زمره هواداران اصلاحات در ایران به شمار می رود و در سال های اخیر تلاش خود را برای دعوت از روشنفکران ایرانی و فعالان عرصه های فرهنگ و سیاست و برپایی میزگردهای کارشناسی مصروف داشته و از جانب گروه های برانداز و مخالف جمهوری اسلامی نیز مورد حملات شدید قرار داشته است.

این دستگیری ها و محدودیت هایی مانند این، دو ماه بعد از آن صورت می گیرد که فعالان حقوق زنان و جنبش دانشجویی ایران نیز از سوی روزنامه های هوادار دولت این کشور به داشتن ارتباط با نهادهای غیردولتی خارجی متهم شده و برخی دفاتر این نهادها توسط ماموران امنیتی مهر و موم و فعالیت آن ها تعطیل شده است.

روزنامه های نزدیک به دولت ایران جوایز بین المللی را که به برخی روشنفکران و فعالان ایرانی اعطا می شود، "حق العمل برای سرنگونی نظام" تلقی کرده و عملا هر نوع ارتباط فرهنگی و صنفی را با خارج از ایران به عنوان "ارتباط با بیگانه" یا "جاسوسی" محکوم دانسته خواستار منزوی کردن و حتی دستگیری کسانی شده اند که به نظرشان "ستون پنجم دشمن" و عوامل "تهاجم فرهنگی بیگانه" اند.

 برخی روزنامه ها جوایز بین المللی را "حق العمل برای سرنگونی نظام" تلقی کرده و عملا هر نوع ارتباط فرهنگی و صنفی را با خارج از ایران به عنوان "ارتباط با بیگانه" یا "جاسوسی" محکوم دانسته خواستار منزوی کردن و حتی دستگیری کسانی شده اند که به نظرشان "ستون پنجم دشمن" و عوامل "تهاجم فرهنگی بیگانه" اند
 

سال پیش همزمان با دستگیری جنجالی رامین جهانبگلو، پژوهشگر ایرانی، آگاهان پیش بینی کردند که باید در انتظار سخت گیری هایی در رفت و آمد به کشور و تبادلات اطلاعات و فرهنگی داشت.

رامین جهانبگلو در متنی که همزمان با آزادیش به نام وی منتشر شد، ضمن اشاره به انقلاب های رنگین در مناطق مختلف دنیا ادعا کرده بود که از تمایلات موسسات مختلف آمریکایی و اروپایی خبر دارد که در پی تغییر حکومت هستند.

پیام برای دیگران

فرخ نگهدار، فعال سیاسی مقیم لندن، به سایت فارسی بی بی سی گفت این رفتارها نشانگر تلاش کسانی است که می خواهند به ایرانیان اصلاح طلب خارج از کشور بقبولانند دوران تبدیل معاند به مخالف و مخالف به منقد که در زمان دولت محمد خاتمی اعلام شده بود، پایان گرفته تا بدین ترتیب از رفت و آمد گروه های فکری و فرهنگی به ایران جلوگیری کنند.

با این حال وی معتقد است که این گونه روش ها کارایی خود را از دست داده است.

به گفته آقای نگهدار ایجاد محدودیت برای رفت و آمد ایرانیان و جلوگیری از تبادلات فرهنگی بین کسانی که در داخل و خارج کشور آرمان های مشترکی برای پیشرفت و رشد همه جانبه وطنشان دارند، زمانی لازم می آید که دولتی دچار بحران ناکارآمدی شود و بیمناک آن باشد که دیگران هم از وضعیت داخلی و نارضائی های عمومی با خبر شوند.

موسویان
برخی دستگیری عضو ارشد سابق مذاکرات هسته ای ایران را نیز در راستای برخورد با هرگونه ارتباط با خارجیان ارزیابی کردند

برخی آگاهان سیاسی ایجاد محدودیت رفت و آمدها را با دیگر محدودیت هایی که در ماه های اخیر برای فعالان زن، دانشجویان، کارگران و گروه های صنفی مختلف مانند وکلا، روزنامه نگاران و هنرمندان و استادان دانشگاه ها به وجود آمده بخش های مختلف یک طرح بزرگ می دانند که قصد دارد آثار تحولات ناشی از 'جنبش دوم خرداد' را از جامعه پاک کند.

شاید دور از ذهن نباشد اگر دستگیری حسین موسویان، دپیلمات هسته ای سابق ایران نیز رفتاری در همین راستا ارزیابی شود؛ رویه ای که هدفش می تواند پرهیز دادن سیاست پیشه گان و حتی فعالان اقتصادی ایران از ارتباط با خارجی ها باشد.

در خبرهای حاشیه ای که همزمان با حبس نه روزه این دیپلمات سابق و معاون مرکز پژوهش های مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران منتشر شد، مواردی همچون "سفرهای مکرر به خارج" و "مسائل امنیتی" و انتقال اطلاعات محرمانه به خارجی ها به چشم می آمد.

پایان تسامح

گمانه زنی برخی ناظران مسائل ایران در مورد ایجاد محدودیت ها و چرخش در سیاست تساهل و تسامح دو هفته پیش با انتصاب روح الله حسینیان به عنوان مشاور امنیتی رییس جمهور عملا به تحقق پیوست.

آقای حسینیان به عنوان حاکم شرع و قاضی دادگاه های سیاسی و امنیتی تنها کسی بود که همزمان با جنجال مربوط به دستگیری سعید امامی و خودکشی وی در زندان به حمایت و جانبداری از او پرداخت و در یک برنامه تلویزیونی اصلاح طلبان را به توطئه چینی های اطلاعاتی متهم کرد.

در همین حال محسن آرمین سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، از طراحی "باند در حال بازسازی همفکران سعید امامی و حمایت لجستیک برخی نهادهای دارای تشکیلات آهنین و طرفدار افراطیون حاکم" از آنان خبر داده و و احتمال داده است که فعالیت های این گروه در ماه‌‏های آینده با اشکالی از بحران‌‏های تصنعی ادامه یابد.

به گفته آقای آرمین، تحولات و تحرکات تامل‌‏برانگیزی در عرصه سیاست خارجی و مناقشه هسته ای ایران و مسائلی نظیر آغاز مذاکرات گسترده با آمریکایی‌‏ها، همراه با آنچه وی بحران ناکارآمدی حکومت در آستانه انتخابات مجلس می نامد، از عواملی است که حکومت جمهوری اسلامی را به سخت گیری ها و صحنه آرایی هایی ترغیب کرده است.


منبع بی بی سی

+ نوشته شده در  جمعه 1386/02/21ساعت 17:16  توسط   | 

این وبلاگ تا اطلاعیه ثانوی بروز نخواهد شد.

نظرات خود را در مورد عملکرد وبلاگ با من در میان بگذارید.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/02/16ساعت 4:14  توسط   | 

کودک ایرانی
به گفته اقای ثروتی مستمری مدد جویان تحت پوشش نهادهای حمایتی متناسب با افزایش هزینه ها اضافه نشده است
در حالیکه چندی پیش وزیر رفاه ایران اعلام کرده بود در این کشور 'جمعیت زیر خط فقر مطلق وجود ندارد'، یک نماینده مجلس ایران گفته شمار افرادی که زیر خط فقر زندگی می کنند، در ایران ۱۳ درصد افزایش یافته است.

خبرگزاری نیمه رسمی فارس به نقل از موثی الرضا ثروتی، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس ایران، نوشته که در حال حاضر حدود ۱۲ میلیون نفر در ایران زیر خط فقر هستند و برای ۲ میلیون ایرانی این خط فقر مطلق است.

به باور برخی ناظربا لحاظ کردن عدم افزایش مستمری مدد جویان و نرخ سالانه تورم پیش بینی شده شاید، تعداد افراد زیر خط فقر بیش از این باشد.

بر اساس اعلام وزارت رفاه خط فقر در شهر تهران برای یک خانواده چهار نفری ۴۰۰ هزار تومان و در شهرهای دیگر ۳۰۰ هزار تومان تعیین شده است. این در حالی است که حداقل دستمزد یک کارگر غیرمتخصص حدود ۱۸۰ هزار تومان در ماه است

به گفته اقای ثروتی مستمری مدد جویان تحت پوشش نهادهای حمایتی متناسب با افزایش هزینه ها اضافه نشده است. بنا به گزارش ها، در حال حاضر یک خانواده پنج نفری تحت پوشش کمیته امداد فقط ۵۴ هزار توان دریافت می کنند که کفاف زندگی آنها را نمی دهد.

با توجه به اینکه تعداد زیادی از کارمندان دولت ایران هم کمتر از ۳۰۰ هزار تومان در ماه دریافت می کنند، می توان گفت کسر قابل توجهی از کارمندان دولت نیز - با معیار وزارت رفاه این کشور - زیر خط فقر هستند.

این در حالیست که به گفته عضو کمیسیون اجتماعی مجلس ایران "برآوردها نشان می دهد که ثروتمندان در ایران بیست و هفت برابر فقرا از یارانه ها بهره می برند."

منبع: بی بی سی

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/02/10ساعت 2:18  توسط   | 


سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که یکی از گروه های اصلاح طلب در ایران به شمار می رود، طی بیانیه ای نسبت به سخنان غلامحسین محسنی اژه ای، وزیر اطلاعات ایران، هشدار داده است.

پس از آنکه آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی در آغاز سال جاری خورشیدی، سال جدید را سال 'وحدت ملی و انسجام اسلامی' نامگذاری کرد، آقای محسنی اژه ای طی سخنانی "تضعیف کنندگان اتحاد ملی" را تهدید به برخورد امنیتی کرد.

آقای اژه ای در سخنان خود تاکید کرد که برای متهم ساختن کسی به جاسوسی لزوما فرد نباید جاسوس باشد بلکه کافی است که در جهت تضعیف اتحاد ملی و عملا در جهت منافع بیگانه اقدام کند.

به نظر می رسد روی سخنان وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی با افرادی بود که از اصرار دولت ایران بر ادامه پروژه غنی سازی اورانیوم به بهای افزایش تحریم های بین المللی و یا احتمال بروز جنگ علیه ایران، انتقاد می کنند و خواهان نرمش جمهوری اسلامی در جهت دستیابی به تفاهم با جامعه بین المللی اند.

یکی از معدود گروه های سیاسی که از رویکرد جمهوری اسلامی نسبت به غنی سازی اورانیوم به صراحت انتقاد کرده است، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی است و احتمال دارد که منظور نظر آقای اژه ای از تضعیف کنندگان اتحاد ملی، یکی هم همین گروه باشد.

از زمانی که برنامه هسته ای جمهوری اسلامی سبب بروز یک بحران بین المللی شده است، مقام های ایرانی تلاش می کنند تا تک تک ایرانیان را پشتیبان پروژه غنی سازی اورانیوم معرفی کنند و نسبت به هر گونه تردید و تشکیکی در این زمینه حساسیت بسیاری نشان می دهند.

تحت فشار؛ به دنبال اجماع

ظاهرا تصور رهبران ایران این است که اگر جامعه جهانی به این نتیجه برسد که همه ایرانیان از برنامه اتمی جمهوری اسلامی حمایت می کنند، در مقابل برنامه اتمی ایران تسلیم خواهد شد.

هر چند که حمایت مردم یک کشور از سیاست دولتشان نسبت به موضوعی که کشورهای دیگر آن را خطری علیه خود تعریف می کنند، معمولا باعث باز گذاشتن دست آن دولت در ادامه سیاست خود نشده است، اما با این همه، حمایت افکار عمومی یک کشور از سیاست های دولت متبوع خود هنگامی نتایج بین المللی مثبتی به دنبال دارد که این حمایت در فضایی کاملا باز و دموکراتیک صورت گیرد.

دولت ایران اما بدون فراهم آوردن کمترین زمینه ای برای بحث و گفتگوی آزاد در باره برنامه هسته ای خود، حمایت عموم مردم ایران از برنامه هسته ای را به عنوان اصلی قطعی و بدیهی معرفی می کند.

این در حالی است که در فضای کنونی جهان، حمایت یکدست تمام طبقات و صنف های یک کشور از سیاست دولت خود، بیش از آنکه نقطه قوتی برای آن دولت محسوب شود، تردید برانگیز است و نشان از هدایت تبلیغاتی افکار عمومی از طریق در انحصار گرفتن وسایل ارتباط جمعی و خاموش کردن منتقدان و مخالفان از راه تهدید و سرکوب به حساب می آید.

با این همه، جمهوری اسلامی بر ضرورت یکدستی حمایت از برنامه اتمی اش در بین ایرانیان به رغم پیامدهای منفی آن در جامعه جهانی اصرا می ورزد و از سخنان آقای اژه ای چنین بر می آید که نظام سیاسی ایران قصد برخورد امنیتی با افراد و گروههای منتقد این برنامه دارد.

برخورد امنیتی و پیامدهای ناخواسته

هر گونه برخورد امنیتی جمهوری اسلامی با منتقدان داخلی برنامه هسته ای دولت ایران، اما پیامدهایی کاملا متفاوت از خواست جمهوری اسلامی در سطح داخلی و جامعه بین المللی در پی خواهد داشت.

تحولات سیاسی ایران در سال های اخیر نشان می دهد که برخورد امنیتی با افراد و گروه های منتقد، هر چند که ممکن است باعث احتیاط عده ای از فعالان سیاسی در جامعه شود، اما عده ای بیشتر را به فعالیت گسترده تر ترغیب می کند.

بنابراین از نظر مسائل داخلی، برخورد امنیتی با منتقدان برنامه هسته ای به احتمال زیاد، نه فقط فضا را به سمت دلخواه جمهوری اسلامی هدایت نخواهد کرد بلکه بر شمار منتقدان خواهد افزود.

در سطح بین المللی هم، تهدید و برخورد با منتقدان برنامه هسته ای ایران، کارنامه حقوق بشر جمهوری اسلامی را که نظام سیاسی تا اندازه ای نسبت به آن حساس است، کاملا تیره خواهد کرد، به گونه ای که جمهوری اسلامی از یک سو، حمایت نسبی معدود روشنفکران چپگرای دنیا را از دست خواهد داد و از دیگر سو، راه هرگونه فشار اقتصادی، سیاسی و نظامی را از سوی قدرت های بزرگ جهانی علیه ایران هموارتر خواهد کرد.

با توجه به زیان های ناشی از برخورد امنیتی با منتقدان برنامه هسته ای ایران، عملی شدن تهدیدهای آقای اژه ای قطعی به نظر نمی رسد، البته مگر آنکه برخی جناح های تندرو حاکم بر ایران، بر کل حاکمیت غلبه کنند و بدون هر گونه محاسبه منطقی، به بحران جاری ایران ابعادی گسترده تر دهند.

+ نوشته شده در  شنبه 1386/01/25ساعت 21:10  توسط   | 


محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران و غلامرضا آقازاده معاون وی که ریاست سازمان انرژی اتمی ایران را به عهده دارد هر دو در مراسمی که در مرکز هسته ای نطنز به مناسبت «روز ملی فناوری هسته ای» برگزار شد، از ورود ایران به مرحله صنعتی غنی سازی اورانیوم خبر دادند.

ظاهرا منظور آقای احمدی نژاد و معاون وی از ورود به مرحله صنعتی غنی سازی اورانیوم، تولید انبوه سوخت هسته ای برای مصرف در راکتورهای اتمی است.

طبق گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی، ایران هم اکنون دو آبشار کوچک مرکب از 164 سانتریفیوژ را در تاسیسات اتمی نطنز به کار انداخته است، که این دو آبشار قادرند میزان اندکی از سوخت هسته ای را در حد آزمایشگاهی تولید کنند.

گفته می شود ایران برای تولید اورانیوم غنی شده در حد صنعتی، نیازمند نصب هزاران دستگاه سانتریفیوژ است، اما نکته جالب در سخنان آقای احمدی نژاد و غلامرضا آقازاده این بود که آنها ضمن تاکید بر ورود ایران به مرحله صنعتی سوخت هسته ای، هیچکدام اشاره ای به نصب سانتریفیوژهای جدید در تاسیسات هسته ای نطنز نکردند.

آقای آقازاده برای نشان دادن پیشرفت ایران در زمینه تکنولوژی هسته ای، تنها به تولید 270 تن گاز UF6 و تولید انبوه ماشین های سانتریفیوژ بدون اشاره به احتمال نصب آنها اشاره کرد و آقای احمدی نژاد نیز بیشتر سخنان پیشین خود را تکرار کرد.

پیش از این، آژانس بین المللی انرژی اتمی از تصمیم ایران برای نصب حدود سه هزار دستگاه سانتریفیوژ در تاسیسات هسته ای نطنز خبر داد بود و طبق گزارش رسانه های داخلی ایران، انتظار می رفت که محمود احمدی نژاد در مراسم «روز ملی فناوری هسته ای» نصب سانتریفیوژهای جدید را به طور رسمی اعلام کند.

هنوز مشخص نیست که آیا منظور آقای احمدی نژاد و غلامرضا آقازاده از ورود ایران به مرحله صنعتی تولید اورانیوم غنی شده، نصب سانتریفیوزهای تازه است یا چیزی غیر از آن؟

اما اگر منظور آنها نصب سانتریفیوژهای تازه باشد، این سوال پیش می آید که آنان چرا به صراحت این موضوع را اعلام نکردند؟

تردیدی نیست که اگر ایران به نصب گسترده دستگاههای سانتریفیوژ در تاسیسات هسته نطنز و فعال سازی آنها اقدام کند، این عمل، واکنش شدید جامعه بین المللی را در پی خواهد داشت و حتی احتمال حمله نظامی به تاسیسات هسته ای ایران را افزایش خواهد داد.

احتمالا با توجه به همین حساسیت بین المللی است که مقام های ایرانی به رغم موضع گیری های تند لفظی خود در ماههای اخیر، ترجیح دادند که به جای اعلام نصب سانتریفیوژهای تازه در مقیاس وسیع، از موفقیت های کلی خود در پیشبرد برنامه اتمی، بدون ارائه جزئیات آن، سخن بگویند.

اگر ایران در حال حاضر واقعا قصد نصب سانتریفیوژهای جدید را نداشته باشد، مراسم برگزار شده در نطنز را می توان صرفا کوششی در جهت برانگیختن افکار عمومی داخلی و یا اقدامی برای رضایت خاطر نیروهایی دانست که حکومت ایران آنها را به ادامه قاطع برنامه اتمی خود امیدوار ساخته است.

به عبارت دیگر، اعلام ورود ایران به مرحله صنعتی غنی سازی اورانیوم، ممکن است تنها به منظور مصرف داخلی صورت گرفته باشد و حاوی هیچ تحول چشمگیری در برنامه هسته ای ایران نباشد.

با این همه، سر و صدای ناشی از خبر اعلام ورود ایران به مرحله تازه ای از فناوری هسته ای، می تواند در جامعه بین المللی پیامدهای منفی برای دولت ایران در پی داشته باشد و نیروهای خواهان برخورد شدیدتر با جمهوری اسلامی را در موضع مستحکمتری قرار دهد.

اگر واقعا، خبر ورود ایران به مرحله صنعتی غنی سازی اورانیوم، تنها برای مصرف داخلی اعلام شده باشد، این نکته نشانگر آن خواهد بود که زمامداران ایران هنوز پی نبرده اند که در عصر رسانه های ارتباطی، مسائل حساس داخلی در حصار مرزهای ملی محبوس نمی شوند.

مبنع: بی بی سی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/01/21ساعت 1:22  توسط   | 


محسنی اژه ای
وزير اطلاعات از افراد نامعلومی صحبت می کند که به گفته او برای دشمن اطلاعات جمع آوری می کنند

دو روز بعد از انتشار خبر صدور حکم سه سال زندان برای علی فرح بخش، کارشناس اقتصادی مطبوعات که بعد از شرکت در یک همایش بین المللی به جاسوسی متهم شده است، وزیر اطلاعات به پرسشهای موجود درباره علت سنگینی حکم این روزنامه نگار پاسخ گفت و اعلام داشت: "با کسانی که از داخل کشور اطلاعات گردآوری می کنند و در اختیار دشمن قرار می دهند، بشدت برخورد خواهد شد".

سیاستی که غلامحسین محسنی اژه ای اعلام داشت، بازگشت به وضعیتی است که قبل از تحولات سال ۱۳۷۷ وزارت اطلاعات در ایران معمول بود و روزنامه نگاران، فعالان حقوق زنان، روشنفکران و استادان دانشگاه بندرت می توانستند در مجامع خارج از کشور حاضر شوند و به سخنرانی بپردازند.

پائیز سال ۱۳۷۷ بعد از افشای دست داشتن عده ای از کارکنان وزارت اطلاعات در قتلهای زنجیره ای روشنفکران و فعالان سیاسی که منجر به دستگیری آنان و خودکشی معاون سابق وزارت اطلاعات در زندان شد، رئیس جمهور وقت اعلام داشت که "غده سرطانی را از تن دستگاه امنیتی خارج کرده" به دنبال تغییراتی در سطوح بالای دستگاههای امنیتی، فضای بازتری برای تبادلات فرهنگی به وجود آمد.

گروهی که در مطبوعات به تیم "سعید امامی" معروف شدند، در سالهای ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی با ترتیب دادن حوادثی ساختگی که بعضی از آنها فاش شده است، کوشیدند راه هر نوع مبادلات فرهنگی و هنری را بین داخل و خارج از کشور ببندند.

دولت اصلاح طلب محمد خاتمی با اعلام علاقه مندی خود به تنش زدايی از سیاست خارجی و برنامه ریزی برای تبادل فرهنگی و تأسیس مرکز گفتگوی تمدنها و تشویق شرکت کارشناسان ایرانی به حضور در همایشهای بین المللی و دعوت از کارشناسان کشورهای دیگر به ایران، به وحشت و نگرانی روشنفکران و کارشناسان ایرانی در این مورد پایان داد. اما با روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد اخبار پراکنده حکایت از آن داشت که در بازگشت از سفرهای خارجی برای روزنامه نگاران و فعالان سیاسی مشکلاتی پدید آمده است.

ممنوع الخروجها

اول بار که مخالفت دولت احمدی نژاد با حضور ایرانیان در مجامع بین المللی مشهود شد، زمانی بود که از خروج کسانی مانند عمادالدین باقی، محمد ملکی، هاشم آغاجری، عیسی سحرخیز، محسن کدیور و گروهی دیگر از اصلاح طلبان و فعالان سیاسی جلوگیری شد. همه این افراد برای شرکت در همایش ها و جلسات سخنرانی قصد سفر داشتند و همزمان با جلوگیری مأموران از خروج آنها، روزنامه های نزدیک به جناح تندرو اتهاماتی علیه آنان مطرح کردند.

از دید تندروها، عموم همایشهای مربوط به حقوق بشر و آزادی بیان و حقوق زنان، تدارک انقلاب مخملین خوانده می شود. کارشناسان امنیتی این نشریات با اشاره به حوادثی که در اوکراین، قرقیزستان، گرجستان و بخشهای دیگر دنیا به وجود آمده و در پی تظاهرات و نافرمانيهای آرام مردم، حکومتهای استبدادی مجبور به استعفا شده اند، از انقلاب مخملین یا انقلاب رنگین به عنوان برنامه هايی ياد می کنند که دولتهای غربی برای تغییرنظام در ایران برنامه ریزی کرده اند.

چنانکه وزیر اطلاعات نیز در مصاحبه مبهم روز سه شنبه خود با اشاره به افرادی نامعلوم گفت: "این عوامل با اطلاعاتی که برای دشمن جمع آوری می‌ کنند و با سیگنال های غلطی که در اختیار آن قرار می‌ دهند، متأسفانه در جهت خواست آمریکا، صهیونیسم و اسرائیل حرکت می‌ کنند".

قربانی دوره جدید

علی فرح بخش که به نظر می رسد اولین قربانی دور تازه ای از محدودیتها و منع فعالیتها و جلوگیری از تبادلات ایرانیان با مؤسسات بین المللی است، در دی ماه سال گذشته دستگیر شد و چنان که در موارد مشابه عمل شده، زمانی که در سلول انفرادی و بدون هیچ دسترسی به وکیل و ملاقات بود، ابتدا در روزنامه های جناح تندرو و سپس بر اساس کیفرخواست دادستانی انقلاب به "جاسوسی" و "دریافت پول از بیگانه" متهم شد.

علی فرح بخش به گفته علیزاده طباطبائی، وکیل مدافع خود منکر چنین اتهامی است.

فرح بخش از حدود ده سال قبل کار روزنامه نگاری خود را با نوشتن مقالاتی در مجله صنعت حمل و نقل آغاز کرد و بعد از دوم خرداد 76، دبیری سرویس اقتصادی چند روزنامه اصلاح طلب را عهده دار شد.

او در این فاصله در چند همایش جهانی پیرامون مسائل اقتصادی شرکت کرد که آخرین آنها به دستگیری وی منجر شد.

علت یابی

بخشی از کارشناسان مسائل ایران که از دو سال پیش و همزمان با انتخابات ریاست جمهوری، افزایش سانسور، شدت گرفتن فشار علیه طبقات مختلف اجتماعی و افزایش موارد نقص حقوق بشر را گمانه می زدند، در روزهای اخیر با بالاگرفتن تشنج در روابط خارجی جمهوری اسلامی، تنش زايی را بخشی از سیاست دولت جدید به قصد یافتن فضائی برای کنترل تحرکات ناشی از نارضایتی های داخلی می دانند.

در مقابل این عده، هستند کارشناسانی که علت اصلی افزایش فشارهای داخلی را تنش ها در روابط خارجی می دانند و اظهار عقیده می کنند که نگرانی از گشوده شدن جبهه ای در درون کشور، مسئولان نظام را وامی دارد تا با اعلام وضعیت فوق العاده و اضطراری و بزرگ کردن خطر دشمن، در صدد جلوگیری از تبادلات فرهنگی و اطلاع رسانی باشند.

زوایای دیگر سیاست انقباضی دولت محمود احمدی نژاد نیز در فیلترینگ سایتهای اینترنتی، برخورد تند و قهرآمیز با زنان معترض و دانشجویان و کارگران منتقد، بستن نهادهای غیردولتی، انجمنهای دانشجويی و سندیکاها، حمله به تظاهرات آرام و تهدید مدام مخالفان دولت، قابل رؤیت است. مواردی که در سایه سیاست تبلیغاتی دولت، زیر لایه های بزرگنمايی شده "خطرات دشمن خارجی" مدفون می شوند.

منبع: بی بی سی

+ نوشته شده در  شنبه 1386/01/11ساعت 12:7  توسط   | 

 
اعظم علی خواننده ایرانی
اعظم علی در ده سال گذشته در فیلم ها و سریال های مشهوربسیاری آواز خوانده است
اعظم علی خواننده ایرانی که آواز فیلم جنجال برانگیز 300 را خوانده است، در روزهای اخیر متنی بر روی وبسایتش منتشر کرده که از دلایل خود برای مشارکت در تولید این فیلم - که با اعتراض بسیاری از ایرانیان روبرو شده - سخن گفته است. خانم اعظم علی می گوید که با وجود آن که ناراحتی ایرانیان را درک می کند اما معتقد است که آنها برای شناساندن فرهنگ خود به دیگران گام های چندان موثری برنداشته اند. گفتگویی با اعظم علی خواننده ایرانی مقیم لس آنجلس انجام دادیم که در زیر می خوانید:

مختصری از زندگی و کارتان برای ما بگویید.

من در تهران به دنیا آمدم و از چهارسالگی مادرم من را به هندوستان فرستاد به مدت یازده سال در یک مدرسه شبانه روزی در آن کشور بودم تا اینکه در سال 1985 با مادرم به آمریکا آمدم.

بعد از ورود به آمریکا با استاد منوچهر صادقی که شاگرد صبا بود کار موسیقی کردم و هشت سال از او تعلیم گرفتم.

بعد موسیقی کلاسیک غربی خواندم و از آنجا وارد کار موسیقی شدم. سال 1997 اولین سی دی ام را بیرون دادم. با یک کمپانی آمریکایی قرارداد بستم و هشت سی دی تاکنون از من عرضه شده است.

سبک کارتان را به سبک "نیو ایج" نزدیک می دانند، درست است؟

بله توی ایران آن را به این اسم می شناسند، من در کارهایم خیلی از موسیقی هندی استفاده می کنم با ترکیب های مختلفی موسیقی جدیدی خلق می کنم، الان یک گروه جدید هم دارم به اسم "نیاز" که با همسرم رامین ترکیان شروع کرده ام.

توی این گروه ما هم موسیقی هندی داریم هم ایرانی و هم الکترونیک و از شعرهای مولانا و یا رباعیات اردو استفاده می کنیم.

در چهار سی دی اول بیشتر از صدایم به عنوان یک ساز استفاده کرده ام و کلامی در کار نیست. به همین دلیل بود که برای برنامه های تلویزیونی و فیلم ها به من آوازخوانی پیشنهاد شد.

چطور شد که وارد کار آوازخوانی برای فیلم و تلویزیون شدید؟

اعظم علی در یکی از کنسرت هایش
 من در این بیست و خرده ای سال که در آمریکا زندگی می کنم متوجه شده ام که این ها اطلاعات خیلی کمی از فرهنگ ما دارند، بنابر این ما خودمان باید روی این موضوع و شناساندن فرهنگ خودمان به آنها کار کنیم.
 

من در لس آنجلس زندگی می کنم که فیلم های زیادی در آن ساخته می شوند و حدود هشت سال پیش اولین کارم را در این زمینه انجام دادم و چون همه اینجا همدیگر را می شناسند به من پیشنهاد کار در این زمینه شد.

چند تا از کارهایی را که انجام دادید را نام ببرید.

ماتریکس که همه می شناسند، قصه میلاد مسیح (The Nativity Story) که شهره آغداشلو هم در آن بازی می کند، سریال الینز و خیلی سریال های تلویزیونی دیگر.

چطور شد که برای فیلم 300 به عنوان خواننده انتخاب شدید؟

آهنگسازی که تا به حال چهار تا فیلم با او کار کرده ام، وقتی قرار شد روی فیلم 300 کار بکند پیشنهاد کرد که آوازهای فیلم را من بخوانم. من هیچ چیز در باره آن نمی دانستم....

اولین روزی که من فیلم را دیدم و صحنه هایی که قرار بود من آواز بخوانم را دیدم، خیلی جا خوردم که چرا ایرانی ها را این جوری نشان می دهند و از آهنگساز پرسیدم که این چه نوع فیلمی است و او برایم توضیح داد که این اصلا فیلم تاریخی نیست، بلکه یک فیلم فانتزی است که از روی کتاب فرانک میلر ساخته شده است.

من از او خواستم که صحنه های دیگری از فیلم را هم ببینم وقتی این صحنه ها را دیدم با این که کمی ناراحت شدم ولی دیدم این فیلم واقعا آن قدر فانتزی است که اصلا نمی شود آن را جدی گرفت نه فیلم تاریخی است و نه من این داستان را جدی گرفتم، وگرنه این کار را نمی کردم.

مثلا برای من فیلم اسکندر خیلی ناراحت کننده بود چون آن یک فیلم تاریخی بود و یا بدون دخترم هرگز که یکی از بدترین فیلم هایی است که در هالیوود در باره فرهنگ ایرانی ها ساخته شده است.

چون فکر کردم که این یک فیلم فانتزی است قبول کردم که آوازهای آن را بخوانم.

پس انتظار این همه واکنش اعتراضی ایرانی ها را نداشتید؟

نه اصلا، اگر می دانستم که خیلی از ایرانی ها از اکران این فیلم ناراحت می شوند، این کار را نمی کردم و من متاسفم که این اتفاق افتاده است.

ایرانی های دیگری هم در تولید این فیلم نقش داشتند ولی از هیچ کدام آنها صدایی در نیامد ولی من خودم یک نامه ای را منتشر کردم که از این موضوع ابراز تاسف کردم و دلایل این کار را توضیح دادم.

شما اولین بار فیلم را بصورت کامل کجا دیدید؟

پوستر فیلم 300
تعداد زیادی از ایرانیان طی یک نامه اینترنتی نسبت به فیلم 300 اعتراض کرده اند

من یک هفته قبل از اکران رسمی آن در پیش اکران که مخصوص سازندگان فیلم بود، فیلم را دیدم.

بعد از آن احساس نکردید که ممکن است ایرانی ها از این فیلم خوششان نیاید؟

چرا اتفاقا من به همراه همسرم رفتیم فیلم را دیدیم و بعد از آن به او گفتم که فکر می کنم این فیلم ایرانی ها را ناراحت کند.

الان که با انتقادات و اعتراضات ایرانیان مواجه شده اید، فکر می کنید اگر از این میزان اعتراضات آگاه بودید باز هم این کار را قبول می کردید؟

سوال خیلی سختی است، خب دیگر کار از کار گذشته، به نظر من حالا که این اتفاق افتاده فرصتی هست که ما ایرانی ها بتوانیم با هم صحبت کنیم. اگر قرار باشد که هویت ملی با یک فیلم فانتزی به خطر افتد نشانگر آن است که ما فقط به تاریخ مان افتخار می کنیم و نه به چیزهایی که الان داریم.

کسانی که با کارهای من در این ده سال آشنایی دارند می دانند که من خودم را به عنوان یک زن ایرانی به اینجا رسانده ام و به فرهنگمان احترام می گذارم و همیشه هم در فعالیت هایی مثل جمع آوری کمک مالی برای زنان افغانستان یا زلزله زدگان بم فعال بوده ام.

اما بعد از این فیلم ایمیل های زیادی حاوی فحش دریافت کردم که این خیلی برای من تاسف بار است.

به نظر شما در این فرصتی که برای گفتگو بین ایرانی ها پیش آمده روی چه نکاتی باید تکیه کرد؟

من در این بیست و خرده ای سال که در آمریکا زندگی می کنم متوجه شده ام که این ها اطلاعات خیلی کمی از فرهنگ ما دارند، بنابر این ما خودمان باید روی این موضوع و شناساندن فرهنگ خودمان به آنها کار کنیم.

ایراد گرفتن و انتقاد کردن کار آسانی است ولی چرا حتی یکی از این کسانی که این ایمیل های حاوی ناسزا را برای من می فرستند حتی ماه پیش که من در فیلم قصه میلاد مسیح آواز خواندم، به من ای میل نزد که بگوید: ما افتخار می کنیم که تو ایرانی هستی و داری در اینجا کار می کنی."

در حالی که ایرانی ها در آمریکا یکی از ثروتمندترین گروه ها هستند من خودم در لس آنجلس یک خانمی را می شناسم که ده سال است تلاش می کند یک مرکز فرهنگی درست کند که در آن کلاس زبان بگذارند برای نسل جدید بچه های ایرانی که فارسی بلد نیستند حرف بزنند و فرهنگ ما را معرفی کند ولی موفق نشده حمایت مالی ایرانی ها را جلب کند.

اعظم علی خواننده ایرانی فیلم 300
 من می خواهم همین را به ایرانی ها بگویم که چون آمریکایی ها چیزی از فرهنگ ما نمی دانند به خودشان اجازه چنین کارهایی را می دهند چون مثلا امکان نداشت که مشابه چنین فیلمی را در باره سیاه پوستان بسازند چون با اعتراضات زیادی مواجه می شدند.
 

ببیند من فیلم را دیدم، در تمام صحنه هایی که از مقاومت اسپارت ها در برابر ایرانیان اسطوره سازی می شود صدای آواز شما را می شنویم، این شاید احساس خوبی به یک ایرانی ندهد، شما هم با این موضوع موافقید؟

من دقیقا این حرف را قبول دارم، چون همان طور که گفتم خودم هم که اول فیلم را دیدم همین احساس بهم دست داد.

من توی مصاحبه هایم با رسانه های آمریکایی هم برایشان توضیح می دهم که چرا ایرانی ها از اکران این فیلم احساس ناراحتی می کنند چون ایرانی ها در این فیلم یک ذره هم ماهیت انسانی ندارند.

من می خواهم همین را به ایرانی ها بگویم که چون آمریکایی ها چیزی از فرهنگ ما نمی دانند به خودشان اجازه چنین کارهایی را می دهند چون مثلا امکان نداشت که مشابه چنین فیلمی را در باره سیاه پوستان بسازند چون با اعتراضات زیادی مواجه می شدند.

ولی من می گویم که باید از حد اعتراض فراتر رفت و کاری کرد که بتوانیم فرهنگ مان را به آنها نشان بدهیم چون این اولین فیلمی نیست که ساخته شده و قبل از آن هم فیلم هایی مثل اسکندر ساخته شده بود.

آیا اعتراضات ایرانیان در روزهای اخیر به تهیه کنندگان آن هم منتقل شده است؟

من اتفاقا با چند نفر از کمپانی برادران وارنر صحبت کردم به نظر می رسد که این اعتراضات زیاد به گوش آنها نرسیده است ولی من با چند رسانه آمریکایی در باره این موضوع مصاحبه کردم.

خبرهایی از ایران شنیده می شود که بعضی از جوان ها با اس ام اس به هم خبر داده اند که می خواهند در اعتراض به فیلم در برابر دفتر سازمان ملل تجمع کنند و همین طور فیلم هم با زیر نویس در شبکه مخفی ویدئویی ایران در سطح گسترده ای توزیع شده است، شما برای این معترضان و بینندگان ایرانی فیلم چه حرفی دارید؟

من به آنها می گویم که این قدر فیلم را جدی نگیرید، چون من در وب سایت های زیادی دیدم که خیلی از ایرانی هایی که در خارج هستند هم با من هم عقیده هستند که فیلم را نباید جدی گرفت.

بعد هم کارگردان فیلم هشت سال بود که روی این پروژه کار می کرد و بطور اتفاقی در این موقعیت زمانی فیلم ساخته و اکران شده است.

کسانی را که ناراحت می شوند درک می کنم ولی من به ایرانی بودنم افتخار می کنم و از آنها عذر می خواهم. اما من وقتی صحنه های اولیه فیلم را دیدم زیاد قضیه را جدی نگرفتم حالا هم فکر می کنم باید کارهای عمیق تری برای معرفی فرهنگ مان به دیگران انجام بدهیم.

منبع: بی بی سی

+ نوشته شده در  جمعه 1386/01/03ساعت 14:18  توسط   | 

 


ناو هواپیمابر آمریکایی دوایت آیزنهاور
آمریکا دو ناو هواپیمابر با کشتی های همراه آنها را در منطقه خلیج فارس و اطراف آن مستقر کرده است

کارشناس ارشد کنترل تسلیحاتی در موسسه مطالعاتی "شورای روابط خارجی" در واشنگتن می گوید به اعتقاد وی حمله نظامی به ایران در مقطع کنونی، که به نظر می رسد دیپلماسی درحال اثر گذاشتن باشد، بعید می نماید.

گری سامور طی سخنانی در روز چهارشنبه در موسسه بین المللی مطالعات استراتژیک گفت که ایران رفته رفته درحال حس کردن فشارهای بین المللی برای تعلیق برنامه غنی سازی اورانیوم است.

اما وی همچنین اخطار داد که استفاده از نیروی نظامی علیه ایران احتمالا همچنان جزو گزینه های هر دولت دیگر آمریکا در آینده خواهد بود.

دکتر سامور سه دلیل مختلف که چرا زدن ضربه نظامی به ایران را در حال حاضر غیرمحتمل می داند تشریح کرد.

اولین دلیل به گفته وی، بخت موفقیت این اقدام در درازمدت است: به گفته کارشناسان کنترل تسلیحاتی - که او خود یکی از آنهاست - معتقدند که بمباران مراکز اتمی ایران تنها این برنامه را عقب می اندازد نه آنکه هرگونه آرزوی ایران برای ساخت بمب اتمی، چنانکه آمریکا مظنون است، را پایان دهد.

دومین دلیل، توانایی ایران برای تلافی جویی است که به گفته دکتر سامور می تواند به مناقشه ای وسیعتر و غیرقابل پیش بینی در منطقه منجر شود.

و به گفته وی دلیل سوم، واکنش شدید در خاور میانه به حمله آمریکا خواهد بود که تلاش های فعلی برای ایجاد صلح در منطقه را تضعیف خواهد کرد.

گری سامور که برای شش سال در شورای امنیت ملی آمریکا عضویت داشته است گفت نگرشی غالب در واشنگتن و در پایتخت های اروپایی وجود دارد دایر بر اینکه فشارهای دیپلماتیک بر ایران به تدریج موثر می افتد.

وی گفت که ایران در کسب مهارت های فناوری هسته ای، که می گوید آن را برای مقاصد صلح آمیز می خواهد، با مشکلاتی روبروست.

اما آقای سامور گفت که اگر پرزیدنت بوش در نهایت مجبور شود بین مجهز شدن ایران به سلاح هسته ای و دست زدن به یک حمله نظامی، یکی را انتخاب کند، به اعتقاد وی گزینه دوم را برخواهد داشت.

وی گفت طراحان نظامی آمریکا مطمئن هستند که اگر به آنها دستور داده شود می توانند کلیه تاسیسات شناخته شده اتمی ایران و همچنین سیستم پدافند هوایی آن کشور را طی یک رشته حملات هوایی توسط جنگنده های نیروی هوایی و نیروی دریایی نابود کنند.

 

("احتمال درگیری آمریکا و ایران و توان دو طرف" در ادامه مطلب)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/01/02ساعت 20:32  توسط   | 

بعضی از اقدامات در زمان رضا شاه پهلوی که در کتب درسی درج نمی گردند:

۱. انتشار اولین سری اسکناس از طرف بانک ملی ایران

۲. تغییر نام ایران از پرشیا

۳. تاسیس طرق و شوارع

۴. تبدیل تقویم هجری قمری به هجری شمسی

۵. لغو کاپیتالاسیون و تجدید حیاط دادگستری

۶. گشایش نخستین فرستنده ی بی سیم در ایران

۷. گشایش پل سفیدرود

۸. تاسیس بانک سپه

۹. گشایش راه آهن شمال

۱۰. تاسیس بانک ملی

۱۱. افتتاح تونل کندوان

۱۲. تاسیس فرهنگستان ایران

۱۳. تصویب قانون اجازه ی انحصار دولتی قند و شکر

۱۴. تصویب قانون اوزان رسمی

۱۵. تاسیس نخستین واحد هواپیمایی نظامی

۱۶. تصویب قانون نظام وظیفه

۱۷. تاسیس بانک کشاورزی

۱۸. انتشار نخستین شماره ی روزنامه ی اطلاعات

۱۹. افتتاح هواپیماسازی شهرباز

۲۰. تاسیس شیر و خورشید ایران

۲۱. قانون شناسنامه

۲۲. افتتاح سیلوی تهران

۲۳. قانون بلورسازی

۲۴. تاسیس نیروی هوایی ایران

۲۵. تاسیس نیروی دریایی ایران

۲۶. تاسیس نیروی زمینی ایران

۲۷. تاسیس راه تهران چالوس

۲۸. تاسیس بنگاه حمایت از مادران و نوزادان

۲۹. تاسیس نخستین کارخانه ی سیمان در ایران

۳۰. تصویب قانون دفاتر اسناد رسمی

۳۱. افتتاح دانشگاه ایران

 

(این اقدامات جزئی از اقدامات در زمان رضا شاه پهلوی بودند که توسط نویسنده ی وبلاگ انتخاب شدند)

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/12/27ساعت 19:27  توسط   |